مجله سوانح و بحران‌ها

بحران آب در ایران و سوء مدیریت منابع آب

7 مرداد 1404
احمد موسوی

ایران اینک در یکی از بحرانی‌ترین دوران آبی خود قرار دارد. آمارها نشان می‌دهد که ظرفیت منابع آب تجدیدپذیر ایران طی سال‌های اخیر کاهش چشمگیری داشته است. بر اساس گزارش وزارت نیرو در سال ۱۳۹۴ مجموع منابع تجدیدپذیر آب ایران حدود ۱۲۰ میلیارد مترمکعب بود (شامل ۹۷ میلیارد از رودخانه‌ها و ۲۳ میلیارد از سفره‌های زیرزمینی). این رقم تا سال ۱۳۹۹ به حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است و در پنج سال اخیر به حدود ۸۰–۹۰ میلیارد مترمکعب رسیده است. در یک مقیاس تاریخی نیز مجموع آب‌های تجدیدپذیر ایران از حدود ۱۳۰ میلیارد مترمکعب در سال‌های دهه ۱۳۵۰ به زیر ۹۰ میلیارد مترمکعب در دهه ۱۴۰۰ کاهش یافته است. ورودی آب به سدها بیش از ۴۳ درصد کاهش یافته و تا اواسط تیر ۱۴۰۲ تنها ۴۶ درصد ظرفیت مخازن پر شده است. سخنگوی صنعت آب گزارش کرده است که ذخیره آب مخازن بزرگ کشور تا ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ به حدود ۲۲.۲۶ میلیارد مترمکعب رسیده که ۵ درصد کمتر از سال گذشته است و ورودی آب به سدها ۳۱ درصد افت داشته است. این بحران خشک‌سالی نه‌تنها به افت بی‌سابقه دبی رودخانه‌ها و فروکش سیلاب‌ها انجامیده، بلکه تأمین آب شرب کلان‌شهرها مثل تهران را نیز با تنش جدی روبه‌رو کرده است. کارشناسان تأکید می‌کنند صرفه‌جویی در مصرف ۱۵–۲۰ درصدی و اصلاح الگوی تخصیص منابع، تنها راه برون‌رفت موقت از تنش کنونی است. بدین ترتیب، بحران آب ایران نیازمند مدیریت علمی و حکمرانی اثربخش با تمرکز بر کاهش هدررفت و بازچرخانی منابع است.

بخش خانگی

بر اساس گزارش‌ها، مصرف سالانه آب شرب شهری و روستایی ایران در حدود ۸–۹ میلیارد مترمکعب است که سهم آن از کل مصرف کشور حدود ۶–۹ درصد است. در نگاه اول این سهم اندک به‌نظر می‌رسد، اما مشکلات مدیریتی گسترده مصرف خانگی را بحرانی‌تر می‌کند. هدررفت در شبکه‌های آب شهری و روستایی بالا است. مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور می‌گوید «آب بدون درآمد» (مصرف ثبت‌نشده) در ایران حدود ۳۱.۵ درصد است که از این میزان حدود ۱۶ درصد مربوط به تلفات فیزیکی شبکه‌های فرسوده می‌شود. او به این نکته اشاره می‌کند که این رقم حدود چهار برابر سطح استاندارد جهانی در اقلیم‌های خشک است. در برخی استان‌ها مانند یزد، قم و اصفهان که شبکه‌های نوین نصب شده، شاخص آب بدون درآمد به حدود ۱۶–۱۷ درصد کاهش یافته است؛ این نشان می‌دهد که اصلاح شبکه‌های انتقال و پایش هوشمند می‌تواند تلفات را به شدت کاهش دهد.

میزان مصرف خانگی آب نیز بالا است. سرانه مصرف کل آب شرب در ایران (شامل مصارف خانگی و خدماتی) حدود ۲۳۵ لیتر به ازای هر نفر در روز و در کلان‌شهرها به بیش از ۲۴۵ لیتر می‌رسد. سرانه مصارف خانگی در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۹۸ لیتر برای هر ایرانی به‌ازای هر روز برآورد شده است، در حالی که در کشورهای پیشرفته اروپایی این رقم معمولاً بین ۱۲۰ تا ۱۴۰ لیتر است. این تفاوت تا حدی به اقلیم خشک ایران و کاربرد گسترده کولرهای آبی بازمی‌گردد، اما بخش عمده آن ناشی از کم‌توجهی به فرهنگ مصرف بهینه است. در مجموع، بخش خانگی از نظر مصرف آب سهم ناچیزی دارد اما به دلیل ناکارآمدی شبکه‌های توزیع و تعرفه‌گذاری نامتناسب (نرخ‌های آب کم)، هزینه‌های زیادی برای تأمین و تصفیه تحمل می‌کند.

اصلاح وضعیت بخش خانگی نیازمند چند اقدام است: بازسازی و هوشمندسازی شبکه‌های فرسوده شهری (برای کاهش هدررفت حدود ۱۶ درصد فعلی)، اجرای سیاست‌های قیمت‌گذاری پلکانی (افزایش تدریجی تعرفه‌ها در سطوح بالاتر مصرف)، و فرهنگ‌سازی مصرف بهینه در میان مردم. در کشورهای موفق، ترکیبی از تعرفه‌های واقعی، ممنوعیت اتلاف، و آگاهی‌بخشی عمومی همراه با سرمایه‌گذاری در سامانه‌های هوشمند اندازه‌گیری باعث شده سرانه مصرف پایین بماند و هدررفت به زیر ۷ درصد برسد. علاوه بر این، دولت‌های محلی مانند استانداری آذربایجان شرقی در مواجهه با بحران، دستور داده‌اند در صنایع آب‌بر، به‌جای آب شیرین، از پساب تصفیه‌شده استفاده شود تا فشار مصرف صنایع بر منابع شرب کاهش یابد.

بخش کشاورزی

بخش کشاورزی بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب در ایران است. میزان مصرف سالانه آب کشاورزی در ایران را حدود ۸۰–۸۲ میلیارد مترمکعب برآورد کرده‌اند که سهم آن از کل آب مصرفی کشور حدود ۹۰ درصد گزارش شده است. مثلاً در گزارش‌های مختلف سهم کشاورزی بین ۷۷ تا ۹۰ درصد ذکر شده و بخش شرب حدود ۶–۹ درصد و صنعت ۲–۴ درصد سهم دارند. این مصرف سنگین در حالی است که راندمان آبیاری در ایران بسیار پایین است؛ حدود ۲۳ میلیارد مترمکعب آب در کشاورزی هدر می‌رود که رقمی معادل ۴ برابر کل مصرف شرب کشور است. به بیان دیگر، حدود ۲۸ درصد از آب ورودی به زنجیره تأمین کشاورزی (از چاه تا مزرعه) به هدر می‌رود.

چالش‌های مدیریتی عمده‌ای در کشاورزی وجود دارد. یکی، بهره‌وری پایین آبیاری است: هنوز بخش عمده مزارع با سامانه‌های سنتی و تحت فشار بالا آبیاری می‌شوند و آب تا ریشه گیاهان نمی‌رسد. دو، الگوی کشت نامناسب است؛ کشت محصولاتی مانند گندم در شرایط آب‌بر شدت بحران را تشدید کرده است. مطالعات نشان می‌دهد در ایران هر کیلوگرم گندم به‌طور میانگین بیش از ۱۵۰۰ لیتر آب نیاز دارد که حدود ۳۴٪ بالاتر از میانگین جهانی است. به همین دلیل اصلاح الگوی کشت (برای مثال کاشت محصولاتی با نیاز آبی کمتر در مناطق کم‌آب) ضروری به‌نظر می‌رسد. علاوه بر این، نیمی از زمین‌های زیر کشت گندم کشور در مناطق خشک قرار دارد که عملاً مصرف آب را بیهوده بالا می‌برد.

در مقایسه، کشورهایی با مدیریت آب کارآمد در کشاورزی از فناوری‌های پیشرفته استفاده می‌کنند. مثلاً برخی از برخی کشورها با بهره‌گیری از آبیاری قطره‌ای هوشمند، بازچرخانی حدود ۹۰ درصد فاضلاب‌های کشاورزی، و شیرین‌سازی گسترده آب دریا (حدود ۷۰ درصد آب شرب) توانسته‌اند بسیار کمتر از ایران آب مصرف کنند. در این کشورها، بهره‌برداران کشاورزی به‌خوبی آموزش دیده و تشویق می‌شوند از آب کم‌بهره‌وری جلوگیری کنند و قانون‌گذاری نیز یارانه‌های آب را شفاف و هدفمند کرده است. به‌عکس در ایران طی سال‌ها آمایش ناکافی و ناهماهنگی نهادی منجر شده نه‌تنها از منابع آب به‌درستی استفاده نشود، بلکه برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی نیز خساراتی چون فرونشست زمین را در پی داشته است.

بخش صنعتی

مصرف آب در صنعت ایران در مجموع بسیار کمتر از کشاورزی و خانگی است؛ گزارش‌ها سهم بخش صنعت را تنها حدود ۲–۴ درصد اعلام کرده‌اند. با این حال برخی صنایع خاص مصرف بالایی دارند. برای مثال، استان بوشهر به‌دلیل نیروگاه‌های حرارتی و پتروشیمی‌های خود بیشترین سهم مصرف صنعتی آب را دارد؛ در سال ۱۴۰۲ استان‌های بوشهر، خوزستان و فارس با هم حدود ۸۸ درصد مصرف صنعتی کشور را بر عهده داشته‌اند. به‌طور کلی بخش عمده آب صنعتی صرف تأمین نیاز خنک‌کنندگی نیروگاه‌ها و فرآیندهای تولیدی می‌شود. در عین حال، استفاده از آب در بسیاری صنایع سنتی است و بازیافت آن ضعیف است؛ سیستم‌های خنک‌کننده یک‌بار مصرف، عدم تصفیه مجدد پساب، و تعرفه پائین آب در صنایع، از جمله مشکلات ساختاری است.

در مقایسه با ایران، کشورهایی که در صنعت مدیریت آب بهتری دارند به‌طور گسترده از بازیابی و بازچرخانی آب بهره می‌گیرند. آن‌ها پساب‌های صنعتی را با تصفیه پیشرفته دوباره وارد چرخه تولید می‌کنند و در بسیاری صنایع سیستم‌های خنک‌کننده خشک یا مدار بسته به‌کار می‌رود تا نیاز به آب تازه کاهش یابد. به علاوه، در ایران کم‌بارترین استان‌ها با رشد صنایع و آب‌بری، مانند خوزستان و فارس، برنامه‌هایی برای تأمین آب لازم صنایع از منابع نامتعارف (پساب یا آب شور) آغاز کرده‌اند تا صنایع آب‌بَرش را کاهش دهند. برای نمونه، استانداری آذربایجان شرقی اعلام کرد که در مناطقی که به تنش آبی برخورد کرده‌اند، تمام نیاز آب صنایع آب‌بر باید از طریق پساب تصفیه‌شده تأمین شود. این‌گونه سیاست‌ها مؤید نیاز به اصلاح الگوی مصرف در صنایع است؛ چرا که با به کارگیری روش‌های مدرن تصفیه و بازچرخانی آب، صنعت می‌تواند مستقل از منابع آب شیرین شود.

پیامدها و پیشنهادات

بحران کم‌آبی و سوءمدیریت در ایران پیامدهای جدی زیست‌محیطی و اجتماعی به‌دنبال داشته است. خشک شدن دریاچه‌ها (مثل ارومیه)، خشک شدن تالاب‌ها و رودخانه‌ها، و افزایش کانون‌های گردوغبار، علاوه بر تغییرات اقلیمی، ناشی از همین مدیریت ناقص آب است. کاهش کیفیت آب و شوری زمین‌های کشاورزی، فرونشست گسترده دشت‌ها، کاهش تولید محصولات کشاورزی و در پی آن افزایش فقر و مهاجرت روستاییان به شهرها از دیگر پیامدهاست. از نظر اقتصاد ملی، ادامه این روند «بحران کمبود آب» را تبدیل به یک چالش کلیدی امنیتی و اجتماعی کرده است.

برای عبور از این وضعیت، ایران نیازمند مجموعه‌ای از اقدام‌های راهبردی است که به برخی از آن‌ها در ذیل اشاره شده است:

اصلاح الگوی کشت: حذف یا کاهش کشت محصولات آب‌بَر (مانند کشاورزی چمنی، برخی غلات پرمصرف) در مناطق خشک و جایگزینی آن‌ها با محصولات با نیاز آبی کمتر یا با کشت دیمی و مقاوم به خشکی. تجربه جهانی نشان می‌دهد تنظیم سهم‌بندی کشت می‌تواند به کاهش ۲۰–۳۰ درصدی مصرف آب کشاورزی بینجامد.

مدیریت کارآمد کشاورزی: تجهیز مزارع به روش‌های نوین آبیاری (قطره‌ای هوشمند، سنسورهای رطوبتی)، اصلاح کانال‌ها و سیستم‌های انتقال آب (برای کاهش تلفات ۱۵–۲۰ درصدی فعلی)، و تشویق بهره‌برداران به استفاده از کود و کودهای سبز به‌منظور استحصال بیشتر با آب کمتر.

بازچرخانی پساب: توسعه زیرساخت‌های تصفیه فاضلاب شهری و پساب صنعتی و استفاده از آب تصفیه‌شده در مصارف غیرشرب (کشاورزی، صنعت و فضای سبز). در صورت بهره‌گیری درست، می‌توان حجم زیادی از نیاز آب جدید را از طریق منابع بازیافتی تأمین کرد.

هوشمندسازی شبکه آبرسانی شهری: نوسازی لوله‌های فرسوده، تکمیل سیستم کنتورخوانی الکترونیک و ایجاد سامانه‌های تله‌متری و هشدار نشتی. کاهش تلفات شبکه به نصف رقم فعلی (از ۱۶–۳۱ درصد به زیر ۱۰ درصد) فواید فراوانی در کاهش هزینه و افزایش پایداری دارد.

سیاست‌های قیمتی و مدیریتی: اعمال تعرفه آب پلکانی و واقعی کردن قیمت آب (افزایش قیمت مصرف صنعتی و آب‌بَرها) تا انگیزه صرفه‌جویی ایجاد شود. حذف یارانه بی‌هدف و توزیع عادلانه حقابه‌ها به همراه مقابله جدی با برداشت غیرمجاز و انشعابات غیرمجاز ضروری است.

فرهنگ‌سازی عمومی: برنامه‌های آموزشی، رسانه‌ای و تشویقی برای تغییر رفتار مصرف‌کننده خانگی؛ استفاده از شیرآلات کم‌مصرف؛ و ترویج فرهنگ احترام به آب به عنوان ارزش مشترک ملی. نتایج نشان داده مشارکت فعال مردم در مصرف بهینه می‌تواند اثرات چشمگیری در برون‌رفت از بحران داشته باشد.

تقویت ساختار حکمرانی آب: ایجاد یک نهاد هماهنگ‌کننده واحد برای آب کشور (یکپارچه کردن آب و فاضلاب شهری، کشاورزی و محیط زیست) و تدوین سیاست‌های قانونی شفاف. کشورهای موفق معمولاً با قوانین جامع و نظارت قوی بر تخصیص و مصرف آب توانسته‌اند بهره‌وری را بالا ببرند و فساد را کاهش دهند.

سخن آخر

پیاده‌سازی هم‌زمان این راهکارها و اولویت‌بندی آن‌ها در برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت، می‌تواند ایران را از مسیر بحران آب به توسعه پایدار هدایت کند. همان‌گونه که یک مقام مسئول گفته است «بحران آب فرمول یک روزه ندارد که یک روزه حل شود»؛ بلکه نیازمند اراده ملی، همکاری دولت و مردم و تغییر نگاه به آب به‌عنوان سرمایه‌ای محدود و ارزشمند است.

بحران آب در ایران دیگر یک هشدار دور نیست بلکه واقعیتی بالفعل با تبعات جدی اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی است. کاهش چشمگیر منابع آبی تجدیدپذیر و مصرف فعلی فراتر از ظرفیت‌های طبیعی (حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب در سال که بیشتر آن از ذخایر زیرزمینی غیرقابل جبران تأمین می‌شود) نشان می‌دهد که کشور در آستانه یک چالش بزرگ قرار دارد. در این شرایط، کارشناسان تأکید کرده‌اند که تنها «اصلاحات اساسی در نگرش، ساختار مدیریتی و رفتار مصرف‌کنندگان» می‌تواند وضعیت را بهبود بخشد. لازم است دولت، پژوهشگران و مردم با همدلی و برنامه‌ریزی علمی و سریع برای مدیریت پایدار آب تلاش کنند تا آینده تامین آب و امنیت غذایی کشور حفظ شود.