به بهانه شصت و دومین سالگرد زمینلرزه لار یادداشت به شرح زیر از طرف آقای مهندس نعمتالله زمانی کارشناس خبره زمینشناسی از نجاتیافتگان و شاهدان عینی زلزله در اختیار این پایگاه تحلیلی خبری قرار گرفته است.
چهل و پنج دقیقه پرواز از فرودگاه شیراز، گذر از فراز کوه گِنُو، چِکادِ بلند نوار کنارهی دریای پارس به بلندای 2447 متر، چرخی برروی شاخهآب1 پارس و فرود در فرودگاه بندر عباس. پایان زمستان است. دما و نم هوا، خوشایند و بوی بهار همه جا را آکنده است. آقای کُناری در جایگاه دیدار فرودگاه منتظر است. پس از سلام از دیرکرد هواپیماپوزش میخواهم. هفتاد کیلومتراز راه 104 کیلومتری کنارهای بندر عباس به میناب که تا چاهبهار و بندر گواتر در بلوچستان ادامه دارد و از کنار بلندیهای بشاگرد، منطقهای با فقر و محرومیتی باورنکردنی میگذرد و شاخهای هم از آن پس از گذشتن از رودان از نزدیکی معدن کرومیت فاریاب به سمت کرمان و یزد میرود را پشت سر میگذاریم. از سه راهی حسنلَنگی به سوی شمال و روستاهای شمیل و نیان، میرویم.
هوا تاریک شده است و مهتاب، زیبائی نخلستانها و جنگلهای کـُـور دو سوی راه را دوچندان کرده است. به خانه میرسیم، در روستای شمیل و در نزدیکی ساختگاه سدهای شمیل و نیان. آقای کُناری میپرسد برنامهی فردا چیست؟ میگویم شش بامداد بیایید. بامدادان در دامنه کوه نیان پیاده میشوم، برنامه، پیمایش در راستای گسل رانده نیان و شاخههای فرعی آن از دامنهها است تا نوک کوه. بارندگی خوب، طبیعت را زنده کرده است و بوی خوش شببوهای وحشی هنوز در هوا پراکنده است. بلندای چکاد آهکی 1200 متری نیان از تراز دشت 1000 متر است. نیمروز به نوک کوه میرسم. دورها در جنوب، آبی آسمان و دریا یکی شده است و نزدیکتر، ناهمواریهای کم ارتفاعی که از کنگلومرای ناپیوسته کرمان معادل کنگلومرای بختیاری است دیده میشود. در جنوب خاور، سَرزِه شمیل، دشت حاصلخیزی که باغهای نارنج و تُرنج و کشتزارهای گندم و جو آن از فراز کوه نمایان است و بخشی از آن به زیر آب دریاچه سدهای شمیل و نیان خواهد رفت دیده میشود و با گذر از بستر رودخانهی نیان، به دامنه کوه نیان که من بررسی تکمیلی گسل نیان را از آنجا آغاز کردهام میرسد.
قطع ناگهانی بلندیهای جنوبی به دلیل تکاپوهای گسل لرزهزای میناب و زندان است که سرچشمه زمینلرزههای نیرومندی در اینجا و برانگیزانندهی گسلهای همسایه تا سرزمینهای لارستان بوده است. زمین لرزههائی که امواج لرزهای آنها به دلیل گذشتن از سنگهای کنگلومرائی و ناپیوسته، دامنه یا بلندایی بیشتر مییابند آنچنان که گاه تعادل مردمان را هنگام فرار از خطر به هم میزنند.
گرچه مردمان از گسلها تنها سرشت ویرانگر آنها را در یادها دارند ولی همان گسلهای ویرانگر و شاخههای کوچکتر آنها، زمینه زهکشی آبها و آبادانی سرزمینی یا کانهسازی و زایش کانسنگها و معادن با ارزش نیز در سرشت خود دارند. دره پرآب و سرسبز صحرایباغ لار در لارستان و دشت پرآب و سبز و خرم میناب و فین در هرمزگان که فرایند تکاپوی گسلهای لار، میناب و زندان و شاخههای آنها در زهکشی و راهنمایی آبها است. یا، نمایان شدن کانسنگ آهن بزرگ تودهوارِ چادُرمَلو بر روی زمین به کمک و در تقاطع گسلهای چادرملو، گسل کبکی و گسل دوچاهی و کانسنگ سرب چاه سرب طبس در شاخههای گسل کَلْمَرد و بسیاری دیگر، همه، از نمونههای آبادی و آبادانی برآیند تکاپوی گسلها هستند.
بنابراین، با شناخت گسلها، جانمایی و ساز و کار آنها و کاربرد درست و درستکارانه آییننامه ساختمان با سرشت ویرانگر گسلها بهدرستی به مبارزه برخیزیم. ویژگیهای فرکانسی زمینلرزهها به ژرفای کانونی زمینلرزهها، نوع گسل، سازوکار، درازا، راستا و شیب گسلهای لرزهزا، مقاومت سنگها و خاکهای پیرامون گسلها و ویژگیهای مسیر انتشار امواج لرزهای مانند شیب و راستای لایههای زمین و شرائط ژئوتکنیکی و لرزهای آنها مانند سرعت انتشار، امواج برشی، پروفیل لایهها و ژرفای آبخوان زیرزمینی بستگی دارد.
جنس سازندهای زمینشناسی که نقش بستر را در ساختگاه شهرها و روستاها دارند مانند بستر سنگی، ماسهای، شنی، گلی یا لایی پاسخهای گوناگونی به تکانهای زمینلرزه میدهد. برای نمونه، شدت لرزش رسوبات ناپیوسته مانند کنگلومرا و آبرفت بسیار بیشتر از بسترهای سخت سنگی است. شکل زیر، نشان میدهد که چگونه دامنه و طول موج امواج لرزهای با نرمتر شدن مصالح پی، به ویژه در لای و رس افزایش مییابد. این پدیده، اثرِ بزرگنمائی جنس سنگ و خاک مسیر انتشار برروی امواج لرزهای یا Material Amplification نامیده میشود.

رودخانه نیان در دامنه کوه نیان در ادامه گسل دیگری به همین نام جریان دارد. در این قسمت رودخانه تا جایی که آبرفتهای رودخانهای بر اثر فعالیتهای تازه شاخههای فرعی گسل نیان به صورت پلکانی در آمده است، خشک است اما در بخش پلکانی چشمههای آب زلال و پاک از زمین میجوشد. صدای مرغی که نوعی مرغابی است و کلمهای شبیه “دیدم” از آن برداشت میشود شنیده میشود. این مرغ در لار به مرغ دیدم معروف است در اینجا نیز به همین نام خوانده میشود و همچنان میگویند که خانوادههای چشم به راه را آگهی از دیدن و بازآمدن مسافران دریا میدهد. کسانی در روستای شمیل نام خانوادگی “چشم به راه” را بر خود دارند که یادآور خانوادههای چشم به راه مردانی است که در سالهای دور و پیش از عصر ارتباطات برای معیشت به دریا میرفته اند.
در راستای گسل نیان به سوی باختر تا جایی که چشم یارای دیدن دارد خطی از آبادیها، نخلستانها و باغهای نارنج و ترنج دیده میشود. بعدها درمییابم که در همین راستا چشمههای فراوانی وجود دارند که نتیجه عملکرد گسلها است که تامین کننده آب، آبادی و زندگی هستند. برخی از این چشمهها از نوع معدنی و گوگردی هستند که گوگرد آنها فرایند کمک گسل به اثر باکتریها برروی ژیپسوم یا گچ آبدار CaSo4,2H2O و انیدریت یا گچ بیآب CaSo4 است، برخی گرم هستند که گرمای آنها از واکنش گرمازای تبدیل انیدریت به ژیپسوم است و برخی دیگر نمکی و بسیار شور که هرسه درمانگر بیماریهای پوستی هستند و برخی، گوارا و شیرین هستند. پَسین، در پائین کوه آهنگ حزین فلوت چوپانی که با شعر فایز دشتستانی میخواند: “فلک داد و فلک داد و فلک داد/ فلک تخت سلیمون داد بر باد/ سلیمونی که حکم بر باد میداد/ خودش میدید که تختش میبرد باد!…” با یک خسته نباشید از کنارش میگذرم، پاسخ میدهد:
“خَسَّهِ غم نِبِشْ”، خسته غم نباشی! همزبان است با من!…













